آرزومند قبولی عزاداری شیفتگان مولایمان هستم

آرزومند قبولی عزاداری شیفتگان مولایمان هستم

گزارش نهايي موسسه تحقيقات شيلات ايران درباره مرگ دلفينها
متن گزارش نهايي تحقيقات اين موسسه را در زير به طور کامل از نظر ميگذرانيد:
«علل مرگ دلفينها در جاسك توسط موسسه تحقيقات شيلات ايران مورد بررسي قرار گرفت كه به شرح ذيل اعلام ميگردد:
دلفينها از پستانداران دريايي كوچك شكارگر بوده كه در درياي عمان و خليج فارس مشاهده ميشوند. اين جانوران داراي شش بوده و نيازمند آن هستند كه براي تنفس به سطح آب رفته و با استفاده از سوراخ تنفسي پشت گردن خود هوا را بهدرون ريه خود هدايت كنند. دلفينها مثل خفاشها داراي رادار زيستي بوده و با ايجاد صداهايي سعي به تشخيص اطراف خود مينمايند. آنها با ايجاد اصوات متفاوت منظورهاي مختلفي را مد نظر دارند كه شامل شناسايي مسير حركت و موانع احتمالي سر راه، تغذيه از ماهيان و تشخيص محل مخفي شدن آنها، برقراري ارتباط با اعضاء ديگر گله و نيز جفتيابي است.
در ماههاي شهريور و آبان لاشه بي جان دو گروه دلفين در سواحل جاسك مشاهده گرديد. به ساحل آمدن دلفينها از سويي ممكن است يك فرآيند طبيعي بوده و از سوي ديگر ممكن است نشانه و اعلام خطري در مورد بروز تغييرات نامناسب در اكوسيستم درياي عمان باشد. در هر صورت علت يا علل بروز اين پديده مي بايست مشخص گردد تا در صورت امكان از تكرار آن جلوگيري شود.
الف: علل مطرح براي ساحلگير شدن و مرگ دستهجمعي دلفينها و نهنگها
در بسياري از سواحل دنيا اين پستانداران زيبا ساحلگير شده و تعداد زيادي از آنها تلف ميشوند. علل متعددي توسط دانشمندان مطرح گرديده كه ميتوان آنها را به دو گروه تقسيم كرد:
عوامل طبيعي توفان، جريانهاي دريايي، جزر و مد در سواحل كم شيب، سواحل پرشيب ماسهاي، بيماريهاي عفوني و غيرعفوني، شكارگران، تغذيه از ناحيه ساحلي، مسموميت در اثر شكوفايي مضر جلبكي.عوامل انساني فعاليت صوتي اكتشاف نفت و گاز، اصوات ايجاد شده توسط رادار در كشتيهاي نظامي و زيردرياييهاي نظامي آمريكايي، آلودگي دريا، صيد و صيادي، كشتيراني.
ب: بررسي احتمال تأثير هر عامل:
از عوامل طبيعي، توفان و شكوفايي جلبكي براساس اطلاعات موجود، در زمان حادثه بروز ننموده است. جريانهاي دريايي مطرح نيز كه در جذب دلفينها به ساحل مؤثر دانسته شدهاند شامل جريان آب سرد پر توليد هستند كه در منطقه موردنظر بروز چنين حالتي گزارش نشده است، در ضمن اين جريانها در صورت وجود فقط آنها را به سمت ساحل متمايل مي كنند و نشانهاي از تأثير مستقيم آنها در ساحلگيري دلفينها وجود ندارد. بيماريهاي عفوني در دست بررسي است ولي تشخيص آنها در دلفين زنده امكان پذير است و لاشه هاي موجود ارزش تشخيصي بسيار كمي دارند. نظر به وجود تعداد زيادي دلفين سالم در درياي عمان به نظر نمي رسد بيماري علت اين واقعه باشد، هر چند در ريه يك دلفين انگل يافت شده كه مي تواند در ساحل گيري آن تأثير داشته باشد. شكارگر عمده دلفينها نهنگهاي دندان دار بزرگ مثل نهنگ راهنما و نهنگ قاتل مي باشند، اطلاعي از اينكه در موقع حادثه اين نهنگها در تعقيب دلفينها بودهاند وجود ندارد ولي حضور اين نهنگها در درياي عمان بطور پرتراكم گزارش نشده است و به نظر نمي رسد گريز از شكارگران نيز در بروز اين حادثه نقش جدي داشته باشد.
از عوامل انساني آلودگي دريا كمترين نقش را مي تواند داشته باشد زيرا در درجه اول منطقه توسعه نيافته و فاقد آلايندههاي ورودي از ساحل بوده و در درجه دوم آلايندههاي جاهاي ديگر دنيا روي ساير دلفينها نيز مي بايست تأثير مشابه نشان دهند كه اين اتفاق نيفتاده است. اكتشاف نفت و گاز ظاهراً در منطقه صورت نميپذيرد و به نظر نمي رسد اين عامل در صورت وجود نقش تعيين كننده در اين حادثه داشته باشد.
صيد و صيادي نيز نقش بسيار كمي در مرگ و مير دلفينها در ايران مي تواند داشته باشد زيرا روشهاي صيد ماهي در ايران قادر به كشتن تعداد زياد دلفين در يك زمان نيست. صيد انتظاري براي دلفينها ممكن است تا حد بسيار محدودي باعث تلف شدن آنها شود كه توسط صيادان سنتي استفاده مي شود و هيچ علامتي از گيرافتادن در تور و تلاش و زخمي شدن بالهها و غيره در دلفينها مشاهده نشده است. اين روش صيد معمولاً توسط دلفينها تشخيص داده مي شود و در صورت تأثيردار بودن ميبايست از مدتها قبل تا كنون كه مورد استفاده قرار مي گرفته تلفات دلفينها را بروز ميداده است. روش ديگر صيد ترال است كه يك كيسه توري در پشت كشتي با سرعت كم كشيده مي شود. اين كيسه دهانه نسبتاً كوچكي دارد و نمي تواند تعداد زيادي دلفين را بهدرون بكشد و سرعت كم آن و حضور كشتي در جلوي تور باعث مي گردد كه دلفينها به راحتي از آن اعتراض كنند. اين روش نيز قديمي بوده و تا حالا گزارشي از مرگ و مير دلفينها با اين روش در ايران وجود نداشته است. روش سوم صيد پيالهاي يا پرساين است كه در آن گله ماهي را محاصره و صيد مي نمايند. معمولاً اين روش نيز فاقد صيد دلفين بوده ولي اگر هم تعدادي در تور باشند معمولاً آزاد شده و در صورت بروز مرگ و مير باز تعداد بسيار اندك ميباشد، در حالي كه در حادثه بروز كرده بيش از 70 دلفين در هر بار ساحلگيري داشتهاند. در ضمن با وزن متوسط 160 كيلوگرم گرفتن، يا كشتن و از درون تور پيالهاي به بيرون پرتاب كردن آنها امري غير ممكن به نظر ميرسد.
كشتيراني ممكن است در مواردي باعث تصادم با نهنگها شود كه در اين حادثه نهنگها حضور نداشته و دلفينها با سرعت ميتوانند از جلوي كشتيها بگريزند. سيستم رادار كشتيها نيز ميتواند باعث ايجاد اختلال در عملكرد رادار زيستي دلفينها شود كه البته چون كشتيها در گذر از منطقه هستند به نظر نميرسد خيلي دورتر از خط كشتيراني خود باعث ايجاد اين نوع تأثير در دلفينها شوند.
عوامل احتمالي مؤثر در ساحل گيري دلفينها از عوامل طبيعي جزر و مد و شكل ساحل ماسهاي ممكن است در ساحل گيري دلفينها نقش داشته باشد.
از ميان عوامل انساني فعاليت رادارهاي ناوگان نظامي آمريكا است كه در مناطق ديگر دنيا نيز باعث ساحلگيري و مرگ دلفينها و نهنگها شده است و به نظر ميرسد اين رادارها با توجه به تراكم بالاي حضور نظامي آمريكا در منطقه تأثيرگذار هستند. معمولاً رادارهاي نظامي پرقدرت را آمريكاييها براي مدت كوتاه به كار مياندازند تا از وضعيت كشورهاي ديگر اطلاع كسب كنند و كافي است كه يك گله دلفين در همان موقع در محل حضور داشته باشند. اين رادارها باعث ايجاد اختلال در گيرنده رادار زيستي دلفينها شده و دقت آنها را شديداً كاهش ميدهد. ساحل پر شيب ماسهاي جاذب صوت بوده و شناسايي آن نيازمند دقت زياد توسط جانور است (مثل ساحل محل هر دو حادثه). دلفينهايي كه در اثر فعاليت رادار نظامي آمريكاييها صدمه ديده و رادار زيستي سالمي ندارند قادر به تشخيص به موقع ساحل نبوده و با سرعت به آن برخورد ميكنند. سرعت حركت دلفينها به 45 كيلومتر در ساعت ميرسد و براي تشخيص مسير حركت خود علاوه بر بينايي زير آب و بينايي بالاي آب در زمان پرش، جانور بطور عمده به رادار زيستي (Echolocation) وابسته است.
سونارهاي نيروي دريايي آمريكا متهم اصلي نهنگها و دلفينهايي كه توسط سونارهاي قوي كركننده نيروي دريايي آمريكا دچار ساحلگيري و مرگ ميشوند معمولاً از خود خونريزي نشان ميدهند. تصوير چپ زير مربوط به يك پرپويز است كه در باهاما در اثر سونار نظامي آمريكايي از بين رفته است و در چپ يك دلفين در جاسك كه همان نشانهها را در خود دارد.
براساس گزارش كميته علمي كميسيون بينالمللي نهنگها كه يكي از بزرگترين ارگانهاي زيستشناختي نهنگهاي جهان است، شواهد قانعكننده فراواني وجود دارد كه نشان دهنده نقش سونارهاي نيروي دريايي آمريكا در تعداد زيادي از ساحلگيري نهنگها و دلفينها در ساليان اخير است. در سطح بينالملل خيلي كشورها از رادارهاي صوتي (سونارهاي) نظامي موج كوتاه قدرتمند (LFA) استفاده مينمايند، ولي از اينكه مشخص شد براي پستانداران دريايي خصوصاً نهنگها و دلفينها خطرناك است برخي كشورها عكسالعمل خوب نشان دادند:
پارلمان اروپا در سال 2004 از اعضاء 25گانه خود درخواست توقف استفاده از سونارهاي فعال پرقدرت را تا زمان كسب اطلاعات كافي در مورد نحوه صدمه زدن آنها به نهنگها و دلفينها نمود.
كنگره جهاني حفاظت وابسته با IUCN مصوبهاي داشته و خواهان توجه بينالمللي بر موضوع آلودگي صوتي و سونارهاي نظامي در دريا نموده است.
در سال 2005 كشورهاي عضو ناتو خواهان استفاده از روشهاي حفاظتي براي آبزيان دريا در حين استفاده از سونارهاي پرقدرت در مانورهاي نظامي شدند.
كشور اسپانيا روش استفاده از سونارهاي پرقدرت خود را تغيير داده و در مناطق حساس دريايي از آنها استفاده نمينمايد.
در آمريكا نيز بر اساس قانون استفاده از اين سونارها در مناطق حساس دريايي ممنوع است ولي ارتش آمريكا اجازه دارد در مناطق امنيتي از آن استفاده نمايد. احتمال اينكه خليج فارس و درياي عمان براي ناوهاي آمريكايي منطقه امنيتي محسوب شود زياد است.
سونارهاي نيروي دريايي آمريكا چگونه به دلفينها آسيب ميزنند سونارهاي نظامي فعال و پرقدرت نيروي دريايي آمريكا مثل نورافكنهاي قوي امواج صوتي را به دهها تا صدها كيلومتر در زير دريا ارسال ميگردد تا اشياء را در مسير خود نشان دهد. اين قدرت نيازمند صداي بسيار قوي است. هر مولد صدا در سيستم سونار موج كوتاه پر قدرت (LFA) معادل 215 دسيبل توليد ميكند. اين صدا معادل يك هواپيماي جت دو موتوره زمان پرواز و Takeoff است. برخي سونارهاي موج متوسط ميتوانند بيش از 235 دسيبل صدا توليد كنند كه معادل صداي موشك ساترن 5 در زمان برخواستن از زمين است. با فاصلهاي حدود 130 كيلومتر از محل يك LFA سطح صدا به 160 دسيبل ميرسد كه بسيار بيشتر از استاندارد خود نيروي دريايي آمريكا براي انسانها است! تأثير چنين سامانهاي بر پستاندارن دريا اولين بار در سال 2000 وقتي چهار گروه مختلف نهنگ در باهاما دچار ساحلگيري و مرگ شدند، و همزمان يك گروه جنگي نيروي دريايي آمريكا از سونار استفاده نمود.
در پايان به استحضار ميرساند كه در كارگاه همانديشي بررسي علل مرگ و مير دلفينها و نگاهي به آينده موارد زير به تصويب شركت كنندگان رسيد:
شركت كنندگان ضرورت پايش زيست محيطي خليج فارس و درياي عمان را مورد تأكيد قرار دادند؛
شركت كنندگان بر ايجاد يك شبكه امداد و نجات ملي پستانداران دريايي متشكل از دستگاههاي دولتي مرتبط (سازمان حفاظت محيط زيست، مؤسسه تحقيقات شيلات ايران، سازمان شيلات ايران، سازمان دامپزشكي، دانشگاهها، و...) و سازمانهاي غير دولتي NGOها تأكيد نمودند تا به موقع نسبت به نجات و رهاسازي دلفينها و نهنگها اقدام نمايد؛
با توجه به تمركز ناوگان نظامي خارجي در منطقه خليج فارس و درياي عمان و احتمال استفاده آنها از سونارهاي فعال پرخطر و نيز بروز خطرات زيست محيطي ديگر كه ميتواند باعث بروز فاجعههاي زيست محيطي گردد، و اينكه منطقه خليج فارس از سوي سازمان كشتيراني جهاني (IMO)، بهعنوان منطقه حساس دريايي معرفي گرديده است؛ لزوم پيگيري براي ايجاد محدوديت براي فعاليتهاي آنها با تأكيد بر مناطق حساس پستانداران دريايي در منطقه احساس ميگردد.
آموزش ساحلنشينان و كليه كساني كه از آن نفع ميبرند، براي اقدام سريع و اصولي در زمان بروز حوادث مشابه در آينده تحت مديريت شبكه امداد و نجات ملي انجام شده و امكانات لازم در اختيار مراكز شهرستانهاي ساحلي جنوب قرار گيرد؛ معيارها و ضوابط ملي حمايت از پستانداران دريايي توسط سازمان حفاظت محيط زيست با همكاري ساير سازمانهاي مرتبط تهيه گردد؛
پروژه جامع بررسي علل مرگ و مير و ساحلگيري پستانداران دريايي كه در منطقه خليج فارس و درياي عمان اتفاق ميافتد توسط مؤسسه تحقيقات شيلات ايران و با مشاركت تمامي سازمانهاي مرتبط به اجرا گذاشته شود.
همه علل مؤثر در ساحلگيري پستانداران دريايي ارزيابي علمي شده و مواردي كه قابل حل است در يك برنامه عمل ملي (National Action Plan) پيش بيني شده مرتفع گردد.
شركت كنندگان با تأكيد بر لزوم پرهيز از اظهار نظرات غير كارشناسي، خواستار استفاده بهينه از پتانسيلها و توانمنديهاي علمي داخل و خارج كشور گرديدند.»
گوزن زرد گونه جديدي در پارك ملي خجير؟

پارك ملي خجير با وسعتي معادل با 11570 هكتار در فاصلهاي نه چندان دور از شرق خدمات شهري تهران واقع است. اين پارك ملي (خجير) انواعي از بكرترين، نادرترين و ارزشمندترين اكوسيستمهاي طبيعي استپي، بيشهاي، كوهستاني و دشتي كشور را كه در عين حال الگويي تمام عيار از شرايط كليماكس اكولوژيكي مربوط به اراضي استان تهران به حساب ميآيند، در خود جاي دادهاند. تا كنون تعداد 740گونه گياهي مختلف از اين پارك مورد شناسايي قرار گرفته است.
حياتوحش پارك هاي ملي خجير از جنبههاي زيبايي شناختي، بومشناختي، اجتماعي، اقتصادي و آموزشي و تفريحي از چنان ارزش والائي برخوردار است كه كمنظيري اين پارك را در ايران كاملاً قابل توجه مينمايد، دهها گونه پستاندار مانند قوچ و ميش البرزي، كل و بز وحشي، آهو، گراز، پلنگ، كفتار، گرگ، روباه، تشي و شنگ و بيش از 110گونه پرنده بومي يا مهاجر نظير پرندگان شكاري همچون عقابها، لاشخورها و نيز اردكها، حواصيل، داركوبها در منطقه ديده ميشوند، خزندگان نيز شامل انواع متنوعي از مارها، سوسمارها و لاكپشت بومي البرز در اين پارك زيست ميكنند و جمعيت قابل ملاحظهاي از آبزيان نيز در پارك ملي خجير وجود دارد كه در مجموع يكي از گنجينههاي شاخص و پر اهميت حياتوحش جانوري ايران است و در ميان مناطق تحت مديريت سازمان نمونه است.
از آنجاييكه بر اساس اطلاعات حاصله سازمان حفاظت محيط زيست اخيراً اقدام به حصار كشي در بخشي از محدوده پارك ملي خجير و رهاسازي گوزن زرد در اين محل نموده است. اين اقدام شايد در ظاهر مطلوب به نظر رسد ولي همانند بعضي از عوامل مخرب كه سازمان با صرف هزينههاي زياد مبادرت به جلوگيري از آن مينمايد خواهد بود.
در ماده2 آييننامه اجرايي قانون حفاظت و بهسازي محيطزيست مصوبه شماره 81804 مورخ 4/12/1354 هيأت وزيران پارك ملي چنين تعريف گرديده است پارك ملي به محدودهاي از منابع طبيعي كشور اعم از جنگل و مرتع و بيشههاي طبيعي و اراضي جنگلي و دشت و آب و كوهستان اطلاق ميشود كه نمايانگر نمونههاي برجستهاي از ظاهر طبيعي ايران است و به منظور حفظ هميشگي وضع زندگي طبيعي آن همچنين ايجاد محيط مناسب براي تكثير و پرورش جانوران وحشي و رشد رستنيها در شرايط كاملاً طبيعي تحت حفاظت قرار ميگيرد.
بر اساس تعريف فوق شرايط كاملاً طبيعي مورد تأييد قرار گرفته است و در ماده هشت اين آييننامه تغيير اكوسيستم در پاركهاي ملي ممنوع است.
حال سازمان حفاظت محيط زيست بر چه اساسي دست به اين اقدام فوق زده است جاي سوال دارد.
هر چند گوزن زرد يك گونه بسيار با ارزش است و در ساليان سال جهت جلوگيري از انقراض آن اقدامهاي زيادي انجام شده است و اكنون ديگر نگراني چندين سال پيش در خصوص اين گونه وجود ندارد چنين اقدامي با وارد نمودن گونه جديد و محصور نمودن بخشي از پارك ملي ميتواند فاقد توجيه علمي است.
منبع: کانون شکار در ایران